چشمه افوس
در قصه قبلی درباره ارگ گوگد بطور مفصل توضیح دادم و شرح دادم بهتره یک شب در هتل داران شهر فریدنشهر (داران) اقامت داشته باشید و از طبیعت محشر و زاگرسی این منطقه هم استفاده کنید. اگر در این هتل داران اقامت کردید میتونید بعد از بازدید از ارگ گوگد، عصر هنگام هندونه بگیرید و به چشمه افوس برید. یه دونه کوچولو از تاریخ شهر افوس بگم. این شهر در غربی ترین نقطه اصفهان و هم مرز با چهارمحال و در شهرستان بوئین و میاندشت واقع شده. ساکنان شهر افوس بازماند گرجی های مهاجر به ایران هستند و به همین دلیل این منطقه "دهستان گرجی" نامگذاری شده. بریم بالای نقشه ایران، بعد از مرز شمال غرب ما منطقه قفقاز رو داشتیم که در بخش جنوبی خودش آذربایجان، ارمنستان و گرجستان رو شامل می شده.
در زمان صفویه و حمله شاه اسماعیل به گرجستان، بخش وسیعی از مناطق تحت حمله ویران میشه و اسرای بسیاری هم به ایران منتقل میشن. میگن خانواده هایی که مقاومت کرده بودند رو از اون خاک جدا کردند و به ایران تبعید کردند. متعاقبلا در زمان نادرشاه افشار موج دوم و نهایتا با حمله آغامحمدخان قاجار موج سوم به ایران مهاجرت می کنند. گرجی های مقیم ایران عمدتا در بخش های شمالی و خزری و سپس در خراسان، قزوین، اصفهان و خوزستان ساکن میشن.

بعضی از افوسی ها میگن اون قدیم ندیما ناصرالدین شاه به این دیار سفر کرده و با مشاهده زیبایی ها و طبیعت بکر و بی نظیر این سرزمین دائما افسوس میخورده و بعد از اون سفر اسم این منطقه افسوس و بعدها به افوس تغییر کرده. مردم افوس بسیار خونگرم و صلح طلب هستند و گویا این منطقه رو"بام راستین ایران" میخوانند.
ضمنا، خوشبختانه شهر افوس از مناطق "شکار ممنوع" در ایران به شمار میره.
کمی هم از رسومات افوسی ها بگم براتون.
گرجستانی ها یک رسمی دارن بنام “مِکْوْلِ” که در فریدونشهر به “مِنْکْلِ” و در افوس به “مانْگالی” تبدیل شده و به اولین مهمانی گفته میشه که در زمان عید به خونه پا میگذاره و معتقدند که با خودش "خوش یمنی" به همراه میاره. بنابراین با شیرینی و خوردنیهای خوشمزه و هدایای کوچک و بزرگ کرامتش میکنند.
در گرجستان به مانگالی پول کاغذی هدیه میدن و در شهر افوس طبق رسوم باید با مانگالی صبحانه بخورند و قشنگتر اینکه قبل از صبحانه باید به مهمون جایزه بدن.

و اما مراسم بسیار قشنگتری دارن بنام جشن حکومت زنان.
حدود هشتاد روز که از اعتدال بهاری میگذره، مردان شهر افوس رو ترک می کنند و به کنار چشمه میرن و کل روز رو جشن میگیرند. و زنان در این روز حکومت شهر رو به دست میگیرن. جالبتر اینکه کابینه تشکیل میدن و شاه و وزیر منصوب میکنند و کل روز رو رقص و پایکوبی خواهند داشت.
این یک رسم قدیمی در گرجستانه. اما در سایر نقاط ایران با عناوین مختلفی برگزار میشه. مثلا مازندرانی ها (لاریجان- اسک و ...) در اردیبهشت مراسم "برف چال" برگزار می کنند. بدین ترتیب که مردان به دامنه های البرزی میرن و بازمانده برفها رو چال میکنند. و امروزه اصرار دارند که هیچ زنی نباید در این مراسم حضور داشته باشد چرا که ممکن است برای بارندگی سال آینده بدیمنی به همراه بیاره! البته به نظر من از آنجا که در حمله افشاری بسیاری از گرجی های تبعیدی به منطقه مازندران انتقال داده شدند، مراسم برف چال هم میتونه برگرفته از مراسم "زن شاهی" در گرجستان باشه که متاسفانه امروزه با باورها و تحقیرهای "مردسالارانه" در ایران آمیخته شده. جالبتر اینکه در مراسم "برف چال" هم زنان در روستا میمانند و جشن زنانه برگزار می کنند. امروزه یکی از قشنگی های مراسم (برف چال=زن شاهی) در آب اسک اینه که به محض خروج مردان از روستای آب اسک، زنان روسری از سر برمیدارند و این حق رو جشن میگیرند.
پیش تر، خراسانی ها هم این رسم گرجی رو به شیوه متفاوتی برگزار می کردند. ممکنه هنوز هم در برخی از روستاها رایج باشه. در یک روز بهاری، دها زن ها رو به میدان روستا فرا میخوندند. از صبح تا ظهر جشن زن ها بود و زن ها میرقصیدند و دور هم غذایی میخوردند و شاه و وزیر تعیین می کردند. بعلاوه اگر غریبه ای هم در اون روز وارد روستا میشد غریبه رو به نزد زن شاه میبردند و تازه وارد یا باید پول میداد و یا باید میرقصید.
ظهر به بعد هم مردان روستا به جشن و پایکوبی میپرداختند.
از بزرگان خودتون بپرسید. به نظر میرسه این رسم زیبای "زن شاهی" در نقاط مختلفی از سرزمین زیبای ما ریشه دوانده باشه. احتمالا بزرگترها این روز خوش و خرم رو به شیوه های متفاوتی به یاد دارند.
ادامه دارد ...